سفرنامه ابر – روز سوم (علی آباد کتول) بهار ۱۳۹۴

توسط | ۱۳۹۴-۰۶-۱۷

سفرنامه ابر – روز اول (شاهرود-روستای ابر) – بهار ۱۳۹۴ – گروه فراز

سفرنامه ابر – روز دوم (شیرین آباد) – بهار ۱۳۹۴ – گروه فراز

صبح زود بیدار شدیم و رفتیم سراغ صبحانه که پنیر بود و گردو (چه گردوهای با برکتی بودن) و بعد هم به سرعت آماده شدیم برای رفتن به سمت آبشار کبودوال که تعریفشو زیاد شنیده بودیم.

رفتیم پایین که از نگهبان رستوران آب معدنی بگیریم و دوچرخه هارو از انبار برداریم که دیدیم هیچکس نیست. آب معدنی برداشتیم و رفتیم دوچرخه هارو برداریم دیدیم در انبار بازه و از نگهبان هم خبری نیست! خلاصه شانس آورده بودیم که به خیر گذشت. آماده شدیم و راه افتادیم به سمت مسیر کبودوال. هوا عالی با دمای مناسب و شهر خلوت حس رکابزنی رو افزایش داده بود.

سفرنامه جنگل ابر

سرعت گرفتیم و یهو به خودمون اومدیم دیدیم ورودی مسیر کبودوال رو رد کردیم. روی نقشه چک کردیم و دیدیم که باید کمی به عقب برگردیم.

سفرنامه جنگل ابر

دورنمای کوه های پوشیده از درخت نوید مسیر زیبا و هوای خوب رو بهمون میداد.

سفرنامه جنگل ابر

همون ابتدای مسیر با یه شیب زیاد نفسمون رو جا آورد

سفرنامه جنگل ابر

کمی جلوتر کنار دریاچه سد مخزنی کنار جاده دیده میشد که به زیبایی مسیر صد برابر اضافه کرده بود.

سفرنامه جنگل ابر

با وجود اینکه هنوز مسیر زیادی نرفته بودیم ولی خیلی راغب شدیم که توقف کوتاهی داشته باشیم و از این زیبایی لذت ببریم.

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

این هم عکس پانورامای دریاچه (با کلیک روی عکس میتونید عکس در سایز بزرگتر رو ببینید)

سفرنامه جنگل ابر

وقت زیاد نداشتیم و باید سریعتر میرفتیم. جاده رویایی کنار دریاچه رو ادامه دادیم

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

کمی جلوتر یه عکس از رضا و محمدرضا گرفتم و همون موقع هم دوربین محمدرضا از من عکس گرفته بود

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

صبح زود بود و مسیر بسیار خلوت بود. گاهی یه ماشین رد می شد و همین باعث شده بود که سکوت بسیار خوبی تو مسیر باشه. صدای پرنده ها و آب و پیچیدن باد تو درختا و همینطور صدای لاستیک دوچرخه خودمون یه فضای رویایی بوجود آورده بود.

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

قسمتهای داخلی جنگل یه رودخونه کوچیک داشت که کمی کنارش توقف کردیم

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

بعد از اون هم به سمت منطقه تفریحگاه کبودوال رکاب زدیم.
کمی مانده به تفریحگاه وسط جاده چشمم خورد به یکی از این حلزون های بدون صدف که بهشون لیسه میگن البته نمیدونم اسم محلیش چی بود (دوستان بومی علی آباد لطفا راهنمایی کنن). دیدم بنده خدا بدنش داره روی آسفالت خشک میشه و دیگه قدرت حرکت نداره و اگه همونجور بمونه ماشین های عبوری از اونجا لهش می کنن. کمکش کردم تا خودشو برسونه به حاشیه جنگلی جاده تا یه روز دیگه هم جون سالم در ببره

سفرنامه جنگل ابر

کمی جلوتر رسیدیم به تفریحگاه

سفرنامه جنگل ابر

با توجه به امکانات اقامتی که اونجا دیدیم میتونستیم شب قبلش موقع برگشتن از شیرین آباد مستقیم بیایم اینجا ساکن بشیم! دفعه بعد حتما همین کارو می کنیم.
انتهای تفریحگاه مسیر آبشار کبودوال بود. پیرمرد نگهبان اونجا آدم مهربونی بود و ما هم با دوچرخه مسیر رو ادامه دادیم

سفرنامه جنگل ابر

ولی غافل از اینکه مسیر آبشار رو نمیشه با دوچرخه رفت. تا یه جایی از مسیر رفتیم و بعد تصمیم گرفتیم چند تا عکس بگیریم و برگردیم.

سفرنامه جنگل ابر

برگشتن هنوز مسیر خلوت بود و ما هم واقعا لذت بردیم از همه چی

سفرنامه جنگل ابر

تو مسیر برگشت کمی توقف داشتیم تا شکلاتی بخوریم و کمی ادای پرنده های اونجا رو دربیاریم
بعدش هم با سرعت خودمونو به متل رسوندیم و اسباب و وسایل رو جمع کردیم و بعد از تصفیه حساب با متل به سمت ترمینال مسافربری راه افتادیم.
هنوز یه ساعتی تا حرکت ما مونده بود و همونجا نشستیم و به مرور خاطرات و عکس ها وقت گذروندیم.

سفرنامه جنگل ابر

ماشین که اومد سریع دوچرخه ها رو گذاشتیم تو قسمت بار و خودمون هم سوار شدیم و علی آباد شهر دوست داشتنی و زیبا خداحافظی کردیم و راه افتادیم به سمت تهران. ساری ناهار خوردیم و متاسفانه بعد از حرکت از ساری از مسیر هراز اومد و خوردیم به ترافیک.

سفرنامه جنگل ابر

سفرنامه جنگل ابر

و بعد از تقریبا ۸ ساعت رسیدیم به ترمینال شرق و دوچرخه هارو آماده کردیم و بعد از خداحافظی باهم به سمت خونه های خودمون راه افتادیم.

سفرنامه جنگل ابر

نقشه مسیر روز سوم
به دلیل اینکه یادم رفت بعد از برگشتن ترکینگ رو متوقف کنم فایل خطا داره که میتونید خودتون اصلاحش کنید

کل مسافت
مسافتی که روز اول رکاب زدیم ۳۶٫۲ کیلومتر جاده نسبتا کفی که آخرش تبدیل شد به مسیر خاکی با شیب ۳ تا ۸ درجه
روز دوم ۴۶٫۶ کیلومتر رکاب زدیم که یا سربالایی خفن بود یا سرازیری خفن.
روز سوم حدود ۱۷ کیلومتر رکاب زدیم
مجموعا حدود ۱۰۰ کیلومتر رکاب زدیم

آمار عکس و فیلم
من با موبایل خودم ۱۸۸ عکس گرفتم. رضا با موبایل ۸۲ عکس و محمدرضا با موبایل ۸۹ عکس گرفتن. تو این سفر محمدرضا دوربین SJCAM هم آورده بود که باعث شد عکس های زیادی از لحظات مختلف سفر داشته باشیم. این دوربین هم ۲۰۴۳ عکس گرفته. ضمنا با استفاده از این دوربین از ۴ قسمت از مسیر کلیپ های طولانی گرفتیم که بزودی بعد از ادیت تو همین تاپیک میذارم.

برآورد هزینه
هزینه کل این سفر سه روزه ۴۰۲۰۰۰ تومان شد که سهم هر کدوم از ما ۱۳۴۰۰۰ تومان شد. به دلیل اینکه مشکل حمل بار داشتیم نتونستیم وسایل کمپینگ با خودمون حمل کنیم. با وجود اینکه هزینه سفر ما مبلغ زیادی نشد اما در صورتی که برای اقامت از چادر استفاده کنید مطمئنا هزینه سفر بسیار پایین تر هم میاد. ضمنا یکی از اصول ما خوش گذشتن تو سفره بنابراین در صورتی که کسی بخواد هزینه هارو پایین تر بیاره بازم میتونه مثلا تو هزینه های خورد و خوراک صرفه جویی انجام بده و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *